X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

بسم الله الرحمن الرحیم
وإِن یَکادُالّذینَ کَفَرولَیُزلِقونَکَ بِأَبصرِهِم لَمّاسَمِعُواالذِّکرَویَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ ومَاهُوَ إِلاّذکرٌلِلعَلمین 

به بهانه ۹ماه و۹روزگی

 

عزیز دلم الان که این نوشته رو برات مینویسم تو9 ماه و 9 روزه که قدم های کوچیک و پربرکتت رو تو زندگی من و بابا  سعیدگذاشتی .

به اندازه تمام این مدت خدارو شکر کردم به خاطر داشتن تو ولی میدونم    در برابر


هدیه بزرگی که خدا به ما داده  هنوز هیچ کاری نکردم.  پسر نازم تو  بعد از 9 ماه و


9 روز که تو دل مامان بودی  اومدی و این دومین 9 ماه و 9 روزه که پیش مایی و همه زندگی ما  شدی .


پسرکم بهترین ها رو برات از خدای بزرگ و مهربون میخوام  و امیدوارم بتونم بهترین مادر برات باشم انشالله .



با تمام وجودم خدارو شاکرم که تو فرشته اسمونی رو مهمون خونه ما کرد فرشته ای که نه ماه  روز و شب با من بود و باهاش زندگی کردیم و بهترین لحظات زندگیمون رو رقم زده و الان که نه ماهه با تو زندگی میکنیم تازه میفهمیم  زندگی اینجوری  خیلی زیبا تر از قبل هست .

 

وقتی باهات صحبت میکنیم و تو با چشمای قشنگت زل میزنی تو چشمامون و با دقت به حرفامون گوش میدی من و بابا  از خود بی خود میشیم و  وقتی که  صدات میکنیم:طاها جونننننننننن   و تو برامون میخندی دیگه انگار همه دنیا مال ماست.


 باور کن از روزی که قدم به زندگی من و بابا سعیدت  گذاشتی زندگیمون رنگ و بوی دیگه ای گرفته واصلا نمیتونیم لحظه ای رو بدون تو تصور کنیم من که تمام روزها و شبهام تو وجود کوچیک و نازنین تو خلاصه شده بابا  هم وقتی تورو بغل میکنه عشق   تو چشماش موج میزنه.

درسته بعضی شب ها از بیداری زیاد خسته میشیم ولی وقتی تو رو تو بغل  میگیریم تموم خستگی هامون  یادمون میره وقتی یکی از اون لبخندای خوشکلت روتحویلمون میدی که دلمون غنج میره


قربوووووووووووووووووون اون لبخندت بشم ماماااااااااااااااااان جون



[ جمعه 9 مهر 1389 ] [ 20:37 ] [ رضایی ]
.: Weblog Themes By themzha :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 71088