بسم الله الرحمن الرحیم
وإِن یَکادُالّذینَ کَفَرولَیُزلِقونَکَ بِأَبصرِهِم لَمّاسَمِعُواالذِّکرَویَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ ومَاهُوَ إِلاّذکرٌلِلعَلمین 

چند روزیه که میبریمت یه پارک نزدیک خونمون ...

روز اول که رفتیم اونجا اصلا بازی نکردی و همش دور و بر ادم بزرگا بودی ..

بهت میگفتم مامان برو سرسره ..

میگفتی نه ! سرسره دوست ندارم ..

خلاصه نه تو استخر توپ رفتی نه سرسره نه تاب و نه تخته پرش و نه هییییییییچ بازی دیگه ای ...

خدا میدونه چقدر از این موضوع ترسیده بودم ! اخه مدام اطرافیان میگفتن که شما هزار ماشالله چقدر عاقل تر از سنتون رفتار میکنید و چقدر بزرگونه  برخورد میکنی ..منم ترسیده بودم که نکنه  دیگه از بازی کردن خوشتون نیاد و فقط با بزرگترا  باشید ..نگران بودم نکنه دیگه بچگی نکنید و نکنه کودکی من برای شما هم تکرار بشه...

تا اینکه چند روز پشت سر هم از بازی با بچه ها  و وسایل بازی گفتم براتون و اینکه چقدر خوش میگذره  با اونا و چقدر میخندیم و عالیه و کلی با هم با چشم بسته تصویر سازی کردیم و خندیدیم و فکر کردیم  که داریم با هم میپریم تو استخر توپ یا  از سرسره سرررررررررررمیخوریم پایین و میخندیم ..اینقدر گفتم و اینقدر هر شب بردمتون پارک تا بالاخره تو هم از بازی با بچه ها و وسایل خوشت اومد دوباااااااره خدا رو شکر

[ چهارشنبه 10 خرداد 1391 ] [ 16:19 ] [ رضایی ]
.: Weblog Themes By themzha :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 87272